88. بام تهران

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آندیـ ـا

87...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آندیـ ـا

86. کآش میهمان رویاهای شیرینم میشُدی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آندیـ ـا

85. دوستتون دارم...

سلام

امروز بلاخره با وجود انبوهی کآر توی شرکت و یه عالمه درس و پروژه های پایان ترمی که روی سرم ریخته امّا، لا به لای این مشغولی ها پیش دوستای همیشگیم رفتمو خوندمشون. خُب البته از عذاب وجدانم کم شُد و دلواپسی و دلتنگی هام هم از بین رفت! و الان حس خوبی دارم...

اول از خبر ناراحت کننده و وحشتناک زلزله مشهد بگم؛ خوب وقتی اتفاق افتاد کم و بیش ازش خبر داشتم، اما یادم نبود که چندتایی از دوستای وبلاگیم مشهد زندگی میکنن. اگه یادم میبود بدون شک از نگرانی دق میکردم! امروز اما خوندم و براشون یه دُنیا غُصه خوردم... تجربه اون اتفاق و اون لحظات هولناک و تکان دهنده اصلاً حتی قابل تصور هم نیست...悲しい のデコメ絵文字 سارا میم ، راضیه و پریا ، عزیزای دلم خُدارو صد هزار مرتبه شُکر کردم که همه چیز بخیر گذشته و حالتون خوبه. انشالله دیگه از این اتفاق ها براتون پیش نیاد و همیشه سلامت باشید.

و اما خبرای خوشحال کُننده و ذوقولی سآز!顔文字っ〓 のデコメ絵文字 وصآل شیرین شاه پری جآن و همسرش ، مهنآر مهربونم و مراسم عروسیشون که به امید خُدا نزدیکه ، ستاره عزیز که تصمیم به بارداری داره و براش خوشحآلم و خبر بارداری راضیه و بانوی عاشق عزیزم که اشک شوق رو توی چشمام و لبخند رو روی لبهآم نشوند... ای جآنم به شُما دو تآ مامانِ قشنگ...*顔文字* のデコメ絵文字 برای تک تک تون آرزوهای خوب میکُنم...゜*パステル*゜ のデコメ絵文字

+ خُدایا شُکرت برای حالِ خوب دوستآم...

آندیـ ـا ۹ نظر

84. سفرنامه من و یارم 2

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آندیـ ـا

83. فقط با تو عشقم

جآده باشد☆きゃわ★ のデコメ絵文字؛ دریآ باشدペコちゃん リクエストありがとう(^з^)-☆Chu!! パステル のデコメ絵文字؛ جنگل باشدカントリー のデコメ絵文字؛ تو باشی و من باشم؛ همین!

فقط 数字 のデコメ絵文字 روز دیگه...

آندیـ ـا

82. دیدار با پدر ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آندیـ ـا

81. این دخترک را دوست خواهم داشت!

امروز سومین روز کاری من توی سال 96 هست. رئیسم مسافرت تشریف دارند و شرکت هم خلوت و سوت و کوره، من هم تنها پُشت میز دوست داشتنی ام نشسته ام، در همین لحظه تصمیم بزرگی گرفته ام! :)

تا امروز شاید نتوانسته باشم اما از امروز سعی میکنم بتوانم! تا امروز یاد نگرفته بودم خودم را دوست داشته باشم، برای خودم ارزش قائل باشم، به خودم بهآ بدهم، قدر خودم را بدانم، گآهی به خودم برای موفقیت های کوچکُ بزرگم افتخار کنم و...، شاید تا امروز با سرکوفت های شبانه به خودم، گاهی نادیده گرفتنم، سرزنش های بی مورد و این طور داستان ها گذشته باشد، اما اینبار قصد دارم برای همیشه بی انصافی در حق خودم را کنار بگذارم! راستش را بخواهید دلم به حالِ روح دختری که در وجودم احساسش میکُنم سوخت! دلم میخواهد دخترک را از اعماق قلبم دوست داشته باشم... میخواهم دستانش را بگیرم و ببرمش آنجاییکه بتواند خودش را رهآ کند... بتواند حتی پرواز کُند... میخواهم چشمانش را ببندد و عمیق نفس بکشد، عطر دلچسب زندگی را... زندگی ای که شاید روزها و لحظاتش همیشه بر وفق مُرادش نبوده باشد امّا، به این واقعیت برسد که حالا، امروز و در همین لحظه چیزهایی را در دستآش دارد که روزی شاید حتی درخواب هم لمس کردنشان را نمیدید! اینکه کسی پیدا شود او را بیشتر از خودش دوست داشته باشد، کسی که دوست داشتن و دوست داشته شدن را به او یاد بدهد... یا حتی داشتن یک خانه نقلی و کوچک در یه محله ی دوست داشتنی و زندگی آرام و کم دغدغه کنار مادر و خواهری که تا بی نهایت دوستشان دارد... یا ادامه تحصیل در یک رشته شاید مورد علاقه نه امّا خـوب... یا موفقیت کآری در یک محیط امنُ و مطمئن... یا حتی داشتن ذوق هُنری ای که در رگهآیش جریان دارد!!! اینکه اگر اراده کند میتواند به یک کاغذِ کآهی کهنه و رنگ و رو رفته، با پالتی از رنگ و قلمو آنچنان زندگی ببخشد که بوی بهآر از گوشه گوشه اش به مشام برسد... اینکه وقتی هوای نوشتن به سرش بزند، می تواند ساعت ها دست از نوشتن برندارد و رمانی خلق کند از جنس حقیقت... یا اینکه های زیاد دیگری که شاید جایشان اینجا لابه لای سطرهای این صفحه سفید نباشد! جایشان شاید میان قلب های کسانی باشد که او را دوست دارند... که روحیه مخصوص به خودش را می شناسند... و شاید خاص بودنش روحیاتش را به رُخش می کِشند... و مهربانی بیش از اندازه اش را ستایش می کنند...

روح مهربآن دوست داشتنی من... حال که دقایقی به تماشای پرواز تو سپری شُد، به این باور رسیدم که می توانم تو را خیلی زیاد دوست داشته باشم!

من یک دخترم؛

با سری پُر از شعر و واژه...

از این پس مرا با نام هنریِ #آندیا بخوان!


شروع نوشتن رمان "بی تابِ بی مهتاب" در سایت نود هشتیا <<خواندن رمان"لینک"کلیک<<

کانال تلگرام و انتشار دست نوشته های ماندگآر "آندیا می نویسَد" <<پیوستن به کانال"لینک"کلیک<<

آندیـ ـا

80. سال نو مُبارکـ :)

وقتی عطر خوش بهــــآر در مَشام ها می پیچد،

احساس تازگی و سرزنگی، آرامش و خوشبختی تمام وجودمآن را لبریز می کُند...

آرزویم برایتـان، همیشگی ماندن این حس های زیباست.

سال نــو مُبارکـــ

سفره هفت سین (1396)

آندیـ ـا ۷ نظر

79. آخرین برگ از دفتر 95

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آندیـ ـا
یادمان باشد دُنیا رنگی و زیباست :)
و پنهان کردن احساسات خوب،
بزرگترین خیانت است!
به خودمان و به همه آنهایی که
دوستشان داریم، که دوستمان دارند.

اندکی نویسنده| نام هنری: #آندیـا
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان